تبليغاتX
در گلستانه

 

 

در میانهء این دایره‌های درهم و بر‌هم

بگو، بگو

من امتداد دستهای توام

 یا تو امتداد دامن من

 

 

نقاشی از برنت نلسون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 0:33  توسط ترنج  | 

 

 

برگردان این شعر به گلناز

 

 

ناممکن را می‌خواهم: دوستم داشته باش تا همیشه.

دوستم داشته باش به وقت رویاهای بر باد رفته

دوستم داشته باش مومنانه، چونان راهبی به صومعه نشسته.

وقتی جهان تام وتمام،

و  مقدسین ساکن در تو به اجماع،

می گویند به تو زنهار از این عشق، بیشتر دوستم داشته باش.

وقنی خشم در تو پر می شود چنان

 که می ماند بی نام: دوستم داشته باش.

وقتی از خانه تا کار هر قدم صد قدم می شود برایت

دوستم داشته باش، وز کار تا خانه باز،

دوستم داشته باش، دوستم داشته باش.

دوستم داشته باش وقتی به تنگ آمده ای از زمین، از زمان

وقتی هر زنی به چشمت زیباتر است  از آنکه دمی پیش گذشت،

 یا سیه روزتر، دوستم داشته باش چون همیشه:

نه بسان یک ستایشگر یا داور،

بلکه با مهری که اندوخته ای برای خود

در خلوتت.

دوستم داشته باش، وقتی خوشی از تنهایی،

از انتظار مرگ،

از کشف رازهای تن، آنگاه که زخمهایش التیام می یابد.

دوستم داشته باش هم چون شیرین ترین خاطرهء کودکی

وگر هیچ خاطره ای نیست که به یاد آوری،

بساز، و مرا آنجا  کنار خود بگذار.

دوستم داشته باش پژمرده و بی رمق حتا

چنان که دوستم می داری این روزها.

دوستم داشته باش

 گویی که من بوده باشم همیشه آن که دوست می داشتی

و من، ناممکن را

ممکن خواهم کرد

با دوست داشتن تو، دوست داشتن تو آن گونه که من دوستت می دارم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 0:31  توسط ترنج  | 

 

 

1- این گفتگو همانقدر تخیلی است که واقعیت

شی‌نی‌لی: می‌دونی من تازه دارم دایناسورها را درک می‌کنم. انقراض خیلی سخته

من: آره خیلی

بونو در حالی که ماهان را روی پا می خواباند: دهه بخواب دیگه. سندروم پوکی پاشنه و مچ گرفتم از بس تکونت دادم.

ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا

 

2- یک داستان پر از "که"

من با تاپ و شلوارکی که مامانم معتقده شورتکه می روم که بخوابم که ناگهان شی‌نی‌لی در راستای این فرمایش یکی از مقدسین که هر چی ازش استفاده نشه بهش خمس تعلق می‌گیره به من حمله می‌کنه من که دارم به حالت دو فرار می‌کنم از بونو کمک می خواهم که در حالی که ماهان رو روی پاش تکون تکون می‌ده می‌گه خوب چیه مگه که، شی‌نی‌لی هم روشنفکر شده خوب.  اینو که می‌گه من به سبک دایی جان ناپلون که می‌گفت همه چی‌ زیر سر انگلیسی‌هاست گفتم که امیر هر چی می‌کشم از توست.

ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا

 

 

3- یک مبحث کاملا زنانه لطفا آقایان نخوانند

من: این پد‌های روزانه واقعا مفیدند ( آقا جان نخون)

یکی از دوست‌جونها که از بردن اسمش معذورم (مرد حسابی نخون): اینها بال ندارند سخت نیست

من: مردیکه نخون باید حتما باید زور بالا سرت باشه.

بازم همون دوست جون: منظورم اینه که این نوار خالی جواب می‌ده

من در حالی که غش کرده‌ام از خنده روی آن یکی دوست جون: برای من جواب می‌ده اما تو از سی‌دی استفاده کن کیفیتش بهتره.

ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا

 

4- چگونه یک سوال با بی‌نهایت گزینه‌ طرح کنیم

 برای آموزش این کورس باید بروید پیش شی‌نی‌لی کلاس خصوصی

به عنوان مثال بعد از درخواست کمی آب‌جوش برای نی‌نی با این گزینه‌ها روبه‌رو شدیم

1- یک لیوان آب جوش می‌اوریم می‌دهیم به آب‌جوش خواهنده

2- سماور را می‌گذاریم رو پیلوت که اگه بعد بازم آب‌جوش خواست...

3- کتری را می گذاریم رو گاز که اگر آب جوش کتری دوست داشت...

4- آب جوش می‌ریزیم تو فلاسک می‌گذاریم بالا سرش که اگر حال نداشت بلند شه...

5- تو حیاط هیزم آتیش می‌کنیم رووش آب جوش می آوریم که اگر دلش آب جوش در محیط آزاد خواست...

6- از این کتری برقی‌ها می‌آوریم می‌گذاریم کنارش

7- ...

8- ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا

 

5- نو‌نو جات بیش از حد خالی بود به خصوص وقتی که حرف فافا شده و قضیه فاصله بین... خوب بابا جیغ نکشید به قول فافا نمی‌گم بقیه شو. خناق گرفتم بس که سانسور کردم خودمو.

ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا

 

6- چگونه یک کودک اسهال می گیرد

کفش کثیف است. میکروب دستش را می‌کند در دهانش، کودک اسهال می‌گیرد.

امضاء: یک مادر با تجربه که تا صبح کودک نق‌نقوش رو راه برده و نخوابیده و تمام روز رو سوتی فرموده.

ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

 

7- چگونه یک عکس شکسی بگیریم  

یکی از دوست‌جونها: حالا از سوراخ من عکس نگیری نمی‌شه؟!

پی‌نوشت توضیحی: اینو به من گفت که داشتم از پارگی شلوارش در ناحیه زیر زانو عکس می‌گرفتم. واقعا ندید بدیدیما. به خدا که.

ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا

 

8- بدون توضیح

شی‌نی‌لی: می‌دونید بچه‌ها من وقتی خیلی خیلی کنکوری بودم، عصبانی داشتم.

یا

شام کجا می‌خوابید؟

ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا

 

9-چگونه با یک کودک حرف بزنیم

من: ماهان بلند شو دیگه منم می خوام پامو بذارم رو سر مادرت

یا

مادر ماهان: مامان جان پاشو بریم اکبر کنیم

ترجمه به زبان بزرگسالان: پاشو بریم نماز بخوونیم.

ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا

 

10- چطور کلمات غریب انگلیسی را برای مادرمان توضیح دهیم

شی‌نی‌لی: ببین مامان جون پِت (pet) به حیوانات خانوادگی می‌گویند.

ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا

 

 

پی‌نوشت بی ربط: شی‌نی‌لی من مرسی که هستی این‌قدر ماه در آسمان من.  بونو تو را دوست دارم با باقالی پلو با گوشت

پی‌نوشت پر ترانه درخواستی از طرف شی‌نی‌لی:

رسیدی مثل یک مرهم/ به داد زخم دیرینه/ به داد چشم بیداری که خواب خوش نمی‌بینه

 

 ماهان: اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا اوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 22:48  توسط ترنج  | 

 

 

 

 رد پای رقص ایرانی را می‌توان در آثار باشکوه هرودوت مورخ یونانی جست که تاریخ امپراتوری‌های آسیایی و جنگهای ایران را تا 478 پیش از میلاد شرح داده است. او می‌نویسد ایران با دنیا مراودات و مبادلات فرهنگی داشته و از اکثر نقاط جهان هنرمندان برای آموزش رقص به ایران می‌آمدند. بازار این مبادلات بین ایران، مصر ویونان بسیار داغ بوده و قرنها ادامه داشته است.  در آثار چندین مورخ یونانی ذکر شده که استادان رقص ایرانی (هم طراحان و هم مربیان رقص) به یونان و مصر باستان می‌رفته‌اند و ورزشکاران، شاعران، و رقاصان یونانی به ایران می‌آمدند (واردات و صادرات فرهنگ). این تبادلات فرهنگی از ویژگی‌های متمایز فرهنگ ایران باستان بوده است، آنها فرهنگهای دیگر را با آغوش باز می‌پذیرفتند و این رمز مشروعیت و بقا پادشاهی بود که بر ملتهای بسیاری از مصر تا شمال آفریقا، تا هند و شرق دور حکومت می‌کرد.  ایران صاحب نخستین شاهنشاهی دارای مسامحه مذهبی بود، و زبانها، نژرادها، مذاهب و فرهنگهای فراوانی رادر خود جای می‌داد.

 

پادشاهان سلسله هخامنشی به این هنر اهمیت بسیار می‌دادند. کتزیاس (Ketzias) دیگر مورخ رومی از رقاصه‌ای به نام زنون (Zenon) اهل کرت یاد می‌کند که رامشگر دربار اردشیر دوم بود و شاه به او لقب  "چشم شاه"  را داده بود.  کتزیاس درنوشته‌هایش به طور خاص به نوعی رقص ایرانی پرداخته که در مراسم جشن مهرگان و در حضور شاه اجرا می‌شد.  پادشاهان هند هرگز مست در انظار ظاهر نمی‌شدند اما پادشاهان ایران در طی اجرای آیین مهرگان شراب می‌نوشیدند و به افتخار میترا در مراسم رقص شرکت می‌کردند. مورخ دیگری نیز این مطلب را تایید می‌کند و می‌نویسد تنها موقعی که شاه شراب می‌نوشید و می‌رقصید به هنگام پرستش میترا بود.

 

*بخشی از مقاله آقای نیما کیان با نام رقص ایرانی و تارخ فراموش شده‌اش که به انگلیسی است و من شکسته بسته ترجمه‌اش کرده ام

 

پی‌نوشت 1: حیف شد نه؟!

پی‌نوشت بی‌ربط: خیلی حرف دارم برای در گلستانه اما متاسفانه یک عدد بابیلون نصب کرده‌ام روی کامپیوتر برای ترجمه و نان درآوردن. هر وقت به اینترنت وصل می‌شوم بابیلون محترم خودشان را اکسپایر اعلام می کنند و من باید دوباره نصبشان کنم. می دانم باید یک فایروال نصب کنم که نگذارم بیابیلون محترم دستش به اینترنت برسد اما فایروالها هم همه ترایال هستند و هی می گویند ما دیگر به درد نمی خوریم. خلاصه اینکه ما می‌مانیم دور از این خان گسترده و هی دلمان برایتان تنگ می‌شود تنگ می‌شود تنگ می‌شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 19:53  توسط ترنج  |