
بعد از هجوم اعراب به ایران، رقص به عنوان یکی از محرمات اسلام ممنوع اعلام شد. و این آغاز انقراض آیین دلنواز رقص در ایران زمین بود. براساس نوشتههای لیلی گراو، نگارنده انگلیسی تاریخ رقص، بعد از ورود اعراب به ایران، رقص که زمانی جزو سنتهای طبقه اشراف به حساب میآمد و مختص دختران طبقه بالا جامعه بود به هنر زنان فرودست، فاحشهها و پسران جوانی تبدیل شد که لباس زنانه میپوشیدند و میرقصیدند. ( فکرکنم معلوم شد همین قدر که بلدیم برقصیم را مدیون چه کسانی هستیم)
آقای کیان غیر از ممنوعیت مذهبی دلیل دیگری هم برای از بین رفتن رقص ذکر میکند دلیلی تراژیک که درست به نظر میرسد. او مینویسد: با حمله اعراب، کشور تکه تکه شد و زنان ایرانی به بردگی رفتند و در بازار فاتحان جدید فروخته شدند تا برقصند و ... . هارونالرشید به تنهایی سیصد رامشگر و نوازنده در قصرش داشت که بسیاری از آنها ایرانی بودند. کیان معتقد است طبیعی است که زنان آن دوره دیگر دل و دماغ رقصیدن نداشته باشند آن هم دربرابر چشمان هرزه اعراب اشغالگر. مردان هم بیتردید این را خوش نمی داشتند.
میدانید انگار ما رقص را پنهان کردیم در خودمان مثل یک گنج، اما هرکاری هم بکنیم خون و رگ بابا کرم از ما جدا نیست که نیست. اما من مثل روز میبینم آن روز روشنی که در تالار وحدت بالهای میرود روی صحنه که داستان رقص در ایران را روایت میکند چهها بر آن گذشت و چه رنجها کشید تا به امروز که باز از نو بدرخشد مثل خورشید در آسمانمان.