تبليغاتX
در گلستانه - پونه جان ادرکنی

 

 

پونه جان می فرمایند حالا که ارشاد آثار ما (البته درستش این است که بنویسم آنها) را تأیید صلاحیت نمی‌کند کاری کنیم که عرضه اینترنتی نوشته‌هایمان آسان‌تر شود، و خواننده‌ها هم بیشتر.  پونه جان می‌فرمایند از خودمان خلاقیت در کنیم.  عده‌ای بر این گمان هستند پونه جان با مقام معظم رهبری درارتباط است و دارد ما را وادار می‌کند خلاقیت و شکوفایی و نوآوری کنیم.  اما ما از آنجا که می‌دانیم پونه جان با رهبری درارتباط نیست و با شخص دیگری درارتباط است و این ارتباط کلی باعث شکوفایی‌‌اش شده به او اقتدا می‌کنیم بلکه ما هم بعله.

پونه جان تنها راه عرضه اینترنتی آثار این است که پی دی اف‌اش کنیم و خلاص.  آره می‌دانم این راه کار قبلاً کشف شده، نوآوریش دراینجاست که سایتی درست کنیم شبیه آمازون.  نه برای این که بفروشیم آثار را نه.  منظورم آن بخش اطلاعاتی و نقد آثار در آمازون است.   سایتی داشته باشیم که بانک اطلاعاتی تمام یا بیشتر آثاری باشد که در اینترنت قرار دارند.  الان خیلی کارها روی نت هست اما ما ازشون بی‌خبریم.  اگر بتوانیم همچین سایتی درست کنیم می‌شود مرجع خواننده و خوب خیلی کمک است.

مزیت دیگری که سایت حتما باید داشته باشد برخورداری از سیستم امتیازدهی است.  یعنی هر کسی که آن کتاب اینترنتی رو خواند بتواند اگر دوست داشت نظرش را بنویسد و به کتاب امتیاز دهد.  این  کاری است که آمازون می‌کند هر کسی اگر دوست داشت با اسم واقعی و اگر نه با همان هویت مجازیش درباره اثر نظرش را می‌نویسد.  این کار اول از همه تبلیغی است برای کار.  اغلب کسانی که کارشان را روی نت منتشر می‌کنند بنام نیستند حالا اگرمثلا پونه کتابی را بخواند و برود بنویسد خوب بود یا امتیاز بدهد من به هوای اعتمادی که به سلیقه ادبی پونه دارم کار را می‌خوانم.

این کار فایده دیگری هم دارد.  متاسفانه انتشار آسان اثر در نت باعث شده ما، اصلا ما نه من، فکرکنم خیلی نویسنده‌ام چون 20 نفر نوشته‌های مرا می خوانند و به به و چه چه می‌کنند وچارتوهم می‌شوم که روح ولف در من حلول کرده است این سیستم امتیازدهی باعث می‌شود اثری که ارزش خواندن ندارد بالا نیاید البته وایس رسایش هم صادق است.  اصلا می‌توانیم مثل بالاترین کاری کنیم آثاری که بیشتر از بقیه خوانده شده‌اند بالاتر قرار بگیرند یا همچین کارهایی.

 

کل کوپن خلاقیت امروزم رو برای در کردن این نظریات خرج کردم پونه جان.  فقط می‌ماند تعداد مخاطب. خوب من نمی دانم هیچ رقمی ندارم که ما چقدر خواننده اینترنتی داریم اما می دانم، البته اگر اشتباه نکنم از نظر تعداد وبلاگها  دومین یا سومین کشور جهانیم.  پس خیلی کم نیستیم.  تازه مگر خواننده‌های نسخه‌های کاغذی چند نفرند؟ مگر تیتراژ کتابها چقدراست؟  همین‌طوری یک جلد ترجمه و یک جلد تالیف از کتابخانه‌ام کشیدم بیرون.  تیراژ "خوبی خدا"  1500 تاست و تیراژ ماه نیمروز مندنی پور 1000 تا.   فکر نمی‌کنم نشود دراینترنت به این رقم کوچک دست یافت. 

می‌ماند تنها مشکل آدمهایی مثل من که  باید کتاب را با خودشان به بستر ببرند، خوب آن هم راه حل دارد مگر چاه بابل را چطور خواندم یا نسخه سانسور نشده دلبرکان مغموم مارکز را.  بلاخره یه گلی به سرم می‌گیرم دیگر.  تو نگران من نباش. مهم این است که خلاقیت به تعویق نیافتد.  

آخیش از این که این مشکل فرهنگ و ادب مملکت رو حل کردم حس خوبی دارم.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19:52  توسط ترنج  |