تبليغاتX
در گلستانه - حکایت روز هجدهم

 

 

ـ خداوند شبان من است؛ محتاج به هيچ چيز نخواهم بود.١

ـ در مرتعهای سبز مرا می خواباند، بسوی آبهای آرام هدايتم می كند.٢

ـ و جان مرا تازه می سازد. او به خاطر نام پر شكوه خود مرا به راه راست رهبری می كند.٣

ـ حتی اگر از دره تاريك مرگ نيز عبور كنم، نخواهم ترسيد، زيرا تو، ای شبان من، با من هستی! عصا و ٤

چوبدستی تو به من قوت قلب می بخشد.

ـ در برابر چشمان دشمنانم سفره ای برای من می گسترانی، از من همچو مهمانی عزيزپذيرايی می كنی و ٥

جامم را لبريز می سازی.

ـ اطمينان دارم كه در طول عمر خود، نيكويی و رحمت تو، ای خداوند، همراه من خواهد بود و من تا ابد ٦

در خانه تو ساكن خواهم شد.

                                      از مزامیر حضرت داوود: مزمور23 آیات 1 تا  6

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 21:32  توسط آزاده  |